غلامعلى صفايى
236
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مانند آيهء شريفه : ما هذا بَشَراً ( يوسف / 31 ) . و ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ ( المجادلة / 2 ) . و از عاصم كه يكى از قراء مهم سبعه و از شاگردان أمير المؤمنين عليه السّلام مىباشد نقل شده است كه او « امهاتهم » را به رفع قراءت كرده است و اين بر مبناى قبيله تميم است كه به « ما » نافيه عمل نمىدهند و در اين صورت « أمهاتهم » بنابر خبريت مرفوع است و « هنّ » مبتدا مىباشد . و ندر تركيبها : بايد دانست همانطور كه گاهى « لا » نفى جنس با اسم خود تركيب شده و تشكيل يك كلمه واحد مركب از دو كلمه مىدهند ، لذا داراى يك محل اعرابى مىباشند و آن رفع بنا بر ابتدائيت است و در اين صورت لفظ اسم « لا » مبنى بر فتح مىباشد ، به طورى كه اگر كلمهاى تابع از آن آورده شود مرفوع مىگردد ، مانند : « لا رجل و لا امراة في الدار » كلمه « ما » نافيه نيز به جهت شباهت به « لا » در معناى نفى داشتن ، با اسم خود به طور بسيار كم و نادر تركيب شده و تشكيل يك كلمه مىدهد كه محل آن مرفوع بنا بر ابتدائيت مىباشد ، و اسم بعد « ما » مبنى بر فتح مىگردد ، مانند : « و ما باس لو ردّت علينا تحيّة * قليل على من يعرف الحقّ عابها » « 1 » شاهد : در تركيب « ما بأس » است كه در محل رفع بنا بر ابتدائيت قرار دارد و جملهء بعد خبر از آن است . تركيب شعر : « ما » نافيه « باس » اسم مبنى بر فتح و تركيب شده با « ما » كه با هم در محل رفع مىباشند « لو » مصدريه و « ردت » فعل و ضمير فاعل در آن به شخص مؤنثى عود مىكند و « علينا » متعلق به آن ، و « تحية » مفعول و كل جمله خبر براى « ما بأس » است و « قليل » خبر مقدم و « على من » جار و مجرور متعلق به « قليل » و « من » موصوله در محل جر و « يعرف الحق » صله و « عابها » مبتداى مؤخر و كل جمله صفت براى « تحية » مىباشد . و همچنين صحيح است كه « لو » شرطيه باشد و جواب آن به قرينه جمله « ما بأس » محذوف باشد و خبر « ما باس » در اين فرض لفظ « موجود » محذوف مىباشد .
--> ( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 239 ، شرح شواهد المغني : 2 / 715 ، همع الهوامع : 1 / 124 .